لغت نامه دهخدا
اصل غرب. [ اَ ل ِ غ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به اصل الغرب و غرب شود.
اصل غرب. [ اَ ل ِ غ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به اصل الغرب و غرب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تروت مانند اکثر محافظهکاران آلمانی دیگر، در مورد هوش و اخلاقیات عامه مردم تردید داشت و معتقد بود که تنها یک نخبه ویژگیهای لازم برای حکومت را دارد. تروت در سال ۱۹۴۳ نوشت: تربیت منحصراً منطقی باعث شد که ما نتوانیم طبیعت انسانی و واقعیتهای جامعه تودهای را درک کنیم و شیاطینی که توده بشریت آزاد کرده را نادیده بگیریم. تروت به دیدگاه مثبت اصیل سوندروگ آلمان به عنوان یک قدرت در اروپای مرکزی، که نه متعلق به شرق بود و نه غرب، اعتقاد داشت. او اینگونه عقایدش را در یادداشتی به نام آلمان مابین شرق و غرب شرح داده است که سند آن از دست رفته است ولی به گفته کسانی که آن را خواندهاند، در این نوشته او میخواهد آلمان به دنبال راه میانهای بین اصل شرقی رئالیسم سیاسی و اصل غربی فردیت باشد، که در عمل به معنای ایجاد یک سیستم اجتماعی-اقتصادی است که آمیزهای از سرمایهداری و کمونیسم باشد. او معتقد بود که کشورهای شرق مانند اتحاد جماهیر شوروی بیش از حد جمعگرا هستند و کشورهای غربی مانند ایالات متحده بیش از همه فردگرا هستند، و آلمانیهایی مانند او باید برای بهبود شرایط کل بشریت راه میانهای بین شرق و غرب بیافرینند. تروت معتقد بود که هم دموکراسی سرمایهداری و هم کمونیسم سیستمهای معیوبیاند که جامعه را غیرانسانی کردهاند و آلمان نباید از هیچ کدام پیروی کند.