اشقرار

لغت نامه دهخدا

اشقرار. [ اِ ق ِ ] ( ع مص ) سرخ سپید شدن. ( منتهی الارب ). اشقر شدن. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با اشقرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كتاب حاضر گلچينى از اين درسهات كه از آن چهارده نور چهارده نور مقدس به منصهظهور در آمده است تا همگان بتوانند در هر يك از مقاطع فكرى سنى، زمانى و مكانى آنبهره گيرند. اميد است اين قدم كوچك مورد قبول خداى بزرگ و چهارده نور برگزيده اشقرار گيرد.

💡 و به نظر ما اين معنا ضرورى و بديهى است كه اينكمال براى انسان به تنهايى دست نمى دهد براى اينكه حوائج زندگى انسان يكى دوتانيست و قهرا اعمالى هم كه بايد براى رفع آن حوائج انجام دهد از حد شمار بيرون استدر نتيجه عقل عملى كه او را وادار مى سازد تا از هر چيزى كه امكان دارد مورد استفاده اشقرار گيرد استفاده نموده و جماد و نبات و حيوان را استخدام كند، همينعقل عملى او را ناگزير مى كند به اينكه از اعمال غير خودش يعنى ازاعمال همه همنوعان خود استفاده كند.

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز