استراخان

استراخان

لغت نامه دهخدا

استراخان. [ اَ ] ( اِخ ) اشترخان. هشترخان. حاجی ترخان. ولایتی به روسیه، در قدیم ناحیتی بود بنام خانه استراخان، و آن بر ساحل بحر خزر، که از 40 درجه و 40 دقیقه تا 49 درجه و 42 دقیقه طول شرقی و از 45 درجه تا 52 درجه عرض شمالی ممتد است. حدّ شمالی آن ولایت ارنبرگ و حدّ شرقی نهر اورال است که آن را از آسیاجدا میسازد و حدّ جنوبی ولایت قفقاز، و حدّ جنوب شرقی بحر خزر و حدّ غربی ولایت قزاق ( قزاقستان ) است بر کنار نهر دُن و حد شمال غربی ولایت سراتوف. مساحت آن 47884 هزار گز مربع و سکنه آن 225000 تن است، مرکب از ارمنی و تاتار و قزاق و گرجی. || و نیز نام قصبه ولایت مذکور است. ( ضمیمه معجم البلدان ).

دانشنامه عمومی

آستراخان. آستراخان یا آسترخان ( تاتاری: Ästerxan، روسی:́ Астрахань ) مرکز استان آستراخان روسیه است.
شهر آستراخان از سال ۱۹۴۳ میلادی مرکز اداری منطقه آستراخان به شمار می رود. این شهر با 1534 کیلومتر فاصله از مسکو در کل استان نزدیک به یک میلیون جمعیت دارد. آستراخان پس از فروپاشی شوروی دوباره نقش خود را در حمل و نقل منطقه ای و بین المللی باز یافت. نام این شهر را در متون قدیمی فارسی به صورت هَشتَرخان، حاجی طرخان و حاجی ترخان هم نوشته اند. حاجی تَرخان صورت اصلی نام این شهر است و هنوز هم مسلمانان این منطقه نام شهر را حاج طرخان می دانند و در نوشته ها و گفته هایشان به همین نام یاد می کنند. ( ترخان لقبی است از اصل سغدی ). بیش تر اهالی بومیِ این ناحیه مسلمان و شافعی مذهب هستند، شیعیان آذربایجانی نیز جمعیت زیادی از این منطقه را تشکیل می دهند. یک مسجد مختص شیعیان در روسیه در این شهر قرار داشته است.
آستراخان یکی از شهرهای روسیه است که قدمت آن به قرون وسطی می رسد. آستاراخان به دلیل دسترسی به مسیرهای هوایی، ریلی و دریایی یکی از شهرهای تجاری مهم روسیه بوده و علاوه بر گردشگران، مقصد بازرگانان و تجار کشورهای مختلف می باشد.
جمعیتی زیادی از بازرگانان ایرانی در این بندر فعالیت دارند.
ضمناً سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران و بندر بزرگ سالیانکا و شعبه میربیزنس بانک Мир бизнес банк با سرمایه ایرانی و مرکز تجاری ایرانیان در این بندر بررگ وجود دارد.
آستراخان شهری قدیمی که زیر آفتاب جنوبی قرار دارد، نه فقط در روسیه بلکه در اروپا به عنوان شهر بزرگ صنعتی معروف است. شهر آستراخان در دهانه رودخانه ولگا که به دریای خزر می ریزد قرار دارد و به این سبب، شاهراه آبی و زمینی بشمار می آید. آستراخان در دشت شمال دریای خزر قرار گرفته و زمین های آن هم سطح دریا و در بعضی نواحی پایین تر از آن است.
شهر آستراخان در جنوب شرقی نسبت به مسکو قرار دارد و بر روی ۱۱ جزیره واقع شده - حاشیه پست دریای خزر و در قسمت شمالی دلتای ولگا. در ساحل چپ ولگا بخش اصلی شهر قرار گرفته و در ساحل سمت راست حدود ۲۰ درصد از ساکنین شهر زندگی می کنند.
امروزه مرز استان آستراخان تا ولگاگراد می رسد. این استان به خاطر زیبایی هایش سال هاست که محل غیررسمی استراحت سران کشور است. به سبب آن که جنگ جهانی دوم به این شهر نرسید در آن بناهایی قدیمی می توان دید که مخصوص این شهر است و در بیشتر شهرها وجود ندارد.

جمله سازی با استراخان

💡 دربارهٔ آثار باقی‌مانده از شهر سرای باید گفت که در کنار نهر آختو با (آق تپه) از شعب ولگا، ویرانه‌های دو شهر به دست آمده‌است: یکی از این ویرانه‌ها در شهر تسارف و دیگری در کنار شهر سلیت رنویه یا سلیت رنوگوردوک (همان‌جا). معلوم نیست سرای جدید قسمتی از شهر سرای یا شهری نو بوده که در جای دیگری احداث شده و نیز دانسته نیست کدامیک از این دو شهر پایتخت آلتین اردو بوده‌است؟ ابوالفداء می‌گوید میان مصب ولگا در دریای خزر و شهر سرای دو روزه راه است. این سخن با شهر سلیت رنویه تطبیق می‌کند. اما به گفته همو شهر سرای در زمین مسطّحی بنا شده بود. ابن‌بطوطه نیز می‌گوید: «فی بسیط من‌الارض». به گفته شهاب‌الدین عمری در وسط شهر استخر کوچکی قرار داشت و این با شهر تسارِف مناسب است (همان‌جا). بارتولد می‌گوید: حفریاتی که ترشچنکو در ۱۲۵۹–۱۲۶۷ق/۱۸۴۳–۱۸۵۱م در محل سرای کرده، جای اعتراض باقی نمی‌گذارد که در این محل درگذشته شهری بزرگ بوده‌است. تحقیقات گریگوریف در ۱۲۶۱ق/۱۸۴۵م نیز این مطلب را تأیید می‌کند. سلیت رنویه شاید سابلوکوف این نظر را اظهار کرد که سلیت رنویه بایستی در محل «سرای قدیم» و تسارف در محل «سرای جدید» بنا شده باشد. این نظر را دیگر دانشمندان روس نیز بعدها تأیید کردند و البته نظرهای مخالفی هم اظهار شد. طی کاوشگری‌های ترشچنکو در آنجا اسکلتهای انسان‌هایی یافت شده‌است که سر یا دست و پا نداشتند. شهر سرای دوباره در ۸۷۶ق/۱۴۷۲م از سوی راهزنانِ و یاتکا و شاید دراتحاد با خوانین قرم ویران گردید. در حدود ۹۶۱ق/۱۵۵۴م که روس‌ها شهر استراخان را تصرف کردند، شهرهای مجاور تسارف و سلیت رنویه بودند به صورت ویرانه بودند (همان‌جا).

💡 پس از مرگ ازبک‌خان در ۷۴۲ق/۱۳۴۱م پسرش جانی‌بیک‌خان به پادشاهی رسید. جانی‌بیک‌خان در ۷۵۸ق/۱۳۵۷م پس از بازگشت از تبریز و رهانیدن مردم آذربایجان از بیداد ملک اشرف چوپانی درگذشت. پس از او پسرش بردی‌بیک به پادشاهی رسید و او نیز پس از دو سه سال درگذشت و کرسی آلتین اردو با مرگ او از اخلاف باتو خالی ماند و همه جا ازجمله در استراخان و قرم (کریمه) مدعیان سلطنت و استقلال پیدا شدند. اگرچه بعضی از مورخان ازجمله ابن‌خلدون توقتمش‌خان را پسر بِردی‌بیک دانسته‌اند، اما ظاهراً توقتمش‌خان از اولاد خان‌های آق اردو است (نکـ آق اردو، توقتمش خان). در این میان مردی نیرومند به نام مَمای‌خان در قرم ظهور کرد و بر شهر سرای مسلط شد. به این سبب که او گاه به گاه یکی از افراد را به عنوان اینکه از خاندان باتوست به تخت می‌نشاند، به تاج بخش معروف گشت. امیر ممای که در کارهای کینیازی‌های روس نیز دخالت می‌کرد، سرانجام مجبور به جنگ با کینیاز بزرگ روس شد.

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز