لغت نامه دهخدا
استاندن. [ اِ دَ ] ( مص ) ستاندن. گرفتن. اخذ:
من زکوةاستان او در قحطسال
هم بصاعی باد می پیمود بس.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 207 ).
استاندن. [ اِ دَ ] ( مص ) ستاندن. گرفتن. اخذ:
من زکوةاستان او در قحطسال
هم بصاعی باد می پیمود بس.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 207 ).
= ستاندن
ستاندن: گرفتن، چیزی ازکسی گرفتن، بازگرفتن چیزی ازکسی، ستانیدن وستدن واستدن وبستدن نیزگفته اند
ستاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جک استاندن (انگلیسی: Jack Standen; ۲۰ فوریهٔ ۱۹۰۹ – ۲۹ اکتبر ۱۹۷۳) دوچرخهسوار اهل استرالیا بود. وی در بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۲۸ شرکت کرده است.
💡 آپر استاندن (به انگلیسی: Upper Stondon) یک روستا در بریتانیا است که در بدفوردشر مرکزی واقع شدهاست.