ازدجار

لغت نامه دهخدا

ازدجار. [ اِ دِ ] ( ع مص ) بازداشتن. نهی کردن. || ازدجار طائر؛ فال گوئی کردن بمرغ. ( منتهی الارب ). || بازایستادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). || بازده شدن. ( تاج المصادر ).

جمله سازی با ازدجار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از ايـنـجا داستانى ديگر از داستان هايى كه در آن ازدجار و انذار است آغاز مى كند، و اگرايـن قـصـه را عـطـف بـه سابق نكرده و بدون كلمه (واو) فرمود: (كذبت )، و همچنينقـصـه هـاى بـعـدى را هـم بدون واو عاطفه آورد، براى اين بود كه هر يك از اين داستان هامـسـتـقـل و جـداى از ديگرى است، و خودش به تنهايى كافى در ازدجار و انذار، و رساندنعظمت عذاب است، اگر كسى با آن پند پذيرد.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز