احدیه

لغت نامه دهخدا

احدیه. [ اَح َ دی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) رجوع به احدیت شود.
احدیه. [ اَ ح َ دی ی َ / ی ِ ] ( ص نسبی، اِ ) درمهای قل هواللهی، و آن نوعی مسکوک سیمین است در قدیم.
احدیه. [ اُ دی ی َ ] ( ع اِ ) نوعی از حداء است. احدوه.
احدیه. [ اُ ح ُ دی ی َ ] ( اِخ ) نام سال سیم هجرت رسول صلوات اﷲ علیه به مدینه و آن مطابق با سال شانزدهم بعثت است و غزوه احد در آن سال روی داده است.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - یگانگی. ۲ - مقام الوهیت ۳ - غیر قابل قسمت بودن ذات خدا.
نام سال سوم هجرت حضرت محمد بمدینه

جمله سازی با احدیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدان … که هویت غیبیة احدیه و عنقاء مُغربی که در غیب هویت مستکنّ است و حقیقتی که تحت پرده‌های نوری و حجاب‌های ظلمانی در (عماء) و بطون و غیب و کمونْ پنهان است، نه اسمی از او در عوالم ذکر حکیم هست و نه رسمی.