ابوالعبر

لغت نامه دهخدا

ابوالعبر. [ اَ بُل ْ ع َ ب َ ] ( ع ص مرکب ) بیهوده گوی. فسوس کننده. ابوعبره.

جمله سازی با ابوالعبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يكى ديگر از سرگرمى هاى متوكل به اين صورت بود كه: ابوالعبر شاعر احمق را درمنجنيقى مى گذاشت و دستور مى داد او را به هوا پرتاب كنند همينكه به بالا مى رسيد مىگفت: راه را باز كنيد! منجنيق آمد، سپس در آبگير مى افتاد و مانند ماهيان با تور صيد مىشد.(751)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران