معدد

لغت نامه دهخدا

معدد. [م ُ ع َدْ دَ ] ( ع ص ) خداوند شمار گردانیده شده. || ساز و سامان داده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خداوند شمار گردانیده شده یا ساز و سامان داده شده.

جمله سازی با معدد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رفیقا، شفیقا، انیسا حبیبا که وصف کمالت نگردد معدد

💡 از مکر گریزان شو و در وکر رضا رو تا زنده شوی فارغ از انفاس معدد

💡 همیشه تا نبود دور آسمان متعدد مباد حصر بقایت چو دور چرخ معدد

💡 بدان شادی که نوشد تا ابد باد هزاران شادی دیگر معدد