معتقب

لغت نامه دهخدا

معتقب. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) بازدارنده و بندکننده مبیع چندان که مشتری قیمتش ادا نماید. ( آنندراج ). کسی که مبیع را نگاه می دارد تا مشتری قیمت آن را ادا نماید. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نعت است از اعتقاب و منه الحدیث «المعتقب ضامن اذا تلف ». ( منتهی الارب ). و رجوع به اعتقاب شود.

جمله سازی با معتقب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و از جمله اختلافات ايشان اختلافى است كه در معناى كلمه (معقبات ) كرده اند، يكىگفته: اصل آن (معتقبات ) بوده، حرف (تا)نقل به قاف شده و در قاف اصلى ادغام گشته، و معتقبات از (اعتقب ) است، و وقتىگفته مى شود: (اعتتقبه ) معنايش اين است كه او را حبس كرد، و وقتى گفته مى شود(اعتقب القوم عليه ) معنايش اين است كه مردم عليه او همدست شدند. و ليكن اين وجه رامردود و خطا دانسته اند.

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز