معاقد

لغت نامه دهخدا

معاقد. [ م َ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَعقِد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). جاهای گره بستن. ( غیاث ). مواضع عقد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): صاحب کافی در تمهید قواعد مودت و تأکید معاقد محبت میان جانبین سعی بلیغ نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 129 ). معاقد آن مخالفت به انحلال رسید. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 277 ). میان هر دو مملکت معاقد مشابکت و مصاهرت مستمر گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 277 ). ازذات خویش نص تنزیل را تأویلی چند می نهند که موجب هدم قواعد دین و دفع معاقد یقین است. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 398 ). و رجوع به معقد شود. || جاهای ضمان و عهد کردن. ( غیاث ) ( از آنندراج ).
معاقد. [ م ُ ق ِ ] ( ع ص ) عهد و پیمان نماینده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). عهدو پیمان نماینده. معاهد. ( ناظم الاطباء ). آن که با دیگری عهد بسته دارد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ عمید

جایی که گره بسته می شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه پیمان بندد عهد کننده جمع: معاقدین.
عهد و پیمان نماینده

جمله سازی با معاقد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اللّهم طهّر منهم بلادك واشف منهم عبادك واعز به المؤ منين واحى به سنن المرسلين ودارسحكمة النبيين وجدّد به ما امتحى من دينك وبدل من حكمك حتّى تعيد دينك به وعلى يديه جديداغضا محضا صحيحا لا عوج فيه ولابدعة معه وحتّى تنير بعدله ظلم الجور وتطفئ بهنيران الكفرة وتوضح به معاقد الحق ومجهولالعدل فانّه عبدك الّذى استخلصته لنفسك واصطفيته من خلقك و اصطنعته على عينك وائتمنتهعلى غيبك وعصمته من الذنوب وبراءته من العيوب وطهّرته من الرجس وسلّمته من الدنس.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز