مصافح

لغت نامه دهخدا

مصافح. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) مردی که زنا کند با هر زنی، اصیل باشد یا کنیزی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). مردی که زنا کند با زنی، خواه آزاد باشد آن زن و یا کنیز. ( ناظم الاطباء ). آنکه با زنی از کنیز و حره تباه کاری کند. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مردی که زنا کند با هر زنی اصیل باشد آن زن از کنیز و حره تباه کاری کند.

جمله سازی با مصافح

💡 از حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام منقول است كه چون با برادران مؤ من ملاقات نمائيدبا ايشان مصافحه كنيد و بشاشت و خوشحالى نزد ايشان ظاهر كنيد، تا آنكه چون جداشويد هيچ گناه بر شما نمانده باشد و با دشمن خود نيز مصافح كنيد هر چند او نخواهدكه خدا چنين امر فرموده است و باعث دفع دشمنى او مى شود.

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز