مسرب

لغت نامه دهخدا

مسرب. [ م َ رَ ] ( ع اِ ) چراگاه. ج، مَسارب. ( مهذب الاسماء ). ورجوع به مسربة شود. || مذهب و محل رفتن. || مسیل و مجرای آب. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مسرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گه از میان دو انگشت معجز آثارش به آب مرحمت آتش فشان مسرب‌ها