مرذ

لغت نامه دهخدا

مرذ. [ م َ ] ( ع مص ) مالیدن و نرم کردن نان را. ( از منتهی الارب ). مرث. ( متن اللغة ).
مرذ.[ م ُ رَذذ ] ( ع ص ) ارض مرذ علیها؛ زمین باران رسیده. زمینی که باران نرم و ریزه بر آن باریده باشد. رجوع به رذاذ و ارذاذ شود.
مرذ. [ م ُ رِذذ ] ( ع ص ) یوم مرذ؛ روز رذاذناک. ( آنندراج ) ( از متن اللغة ). روزی که در آن باران نرم و ریزه آید. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مرذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حقیقت آن دم از هر دو جهانست یقین مرذات پیدا و نهانست

سوخت یعنی چه؟
سوخت یعنی چه؟
صمصام یعنی چه؟
صمصام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز