لغت نامه دهخدا
( مدبرة ) مدبرة. [ م ُ دَب ْ ب ِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث مُدَبِّر است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مدبر شود.
( مدبرة ) مدبرة. [ م ُ دَب ْ ب ِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث مُدَبِّر است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مدبر شود.
💡 يـك صـنـف از آنـهـا مـلائكـه مهيمين مجذوبين هستند كه اصلا نظر به عالم وجوديه ندارند ونـدانـنـد خـداونـد آدم را خـلق فـرمـوده يـا نـه، و مـسـتـغـرقجمال و جلال حق و فانى كبرياى ذات مقدس او هستند.(773) و گويند در آيه شريفه نو القـلم و مـا يـسـطـرون.(774) كـلمـه مـباركه ن اشاره به آن ملائكه است. وطـايـفـه ديـگـر مـلائكـه مـقربين و سكنه جبروت اعلى هستند. و آنها انواع كثيره هستند كه ازبـراى هـريـك از آنـهـا شـاءن و تـدبـيـرى اسـت در عـوالم كه از براى ديگرى آن شاءن وتـدبـيـر نـيـسـت. و طـايـفـه ديـگـر مـلائكـه عـوالم بـرزخ ومـثـال هـسـتـنـد. و طـايـفـه ديـگـر مـلائكـه موكله به عوالم طبيعت هستند و مُلك هستند كه هريكمـوكـل امـرى و مدبر شاءنى هستند. و اين دسته از ملائكه مدبره در عالم مُلك غير از ملائكهمـوجـوده در عـالم مـثـال و بـرزخ اسـت، چـنـانـچـه درمحل خود مقرر است و از اخبار نيز مستفاد شود.(775)
💡 544- بدان اى هرو جوينده حق كه خداوندمتعال به مقتضاى اسم ((كل يوم هو فى شاءن ))هر لحظه داراى شاءنى و در كارى است وممكن نيست كه به جميع شؤ ن (بر هيچ موجودى ) تجلى فرمايد مگر بر انسانكامل؛ زيرا كه هر موجودى از موجودات از عالمعقول مجرده و فرشتگان مهمين و صف بستگان كه صفى (با شكوه ) بسته اند، گرفته تانفوس كليه الهيه و ملائكه مدبره و مدبرات امور و ساكنين ملكوت عليا و ساير مراتبفرشتگان زمينى، هر يك مظهر اسم خاصى است كه پروردگارش به همان اسم بر اوتجلى مى نمايد و هر يك از آن ملائك مقام معلوم و معينى دارد. ((برخى از آنان پيوستهركوع كنندگانند كه سجده نمى نمايند و برخى پيوسته سجده كننده گانند كه ركوعنمى كنند.))نتوانند از مقام خود برتر روند و ازمحل و جايگاهشان فراتر شوند و به همين جهت هم بود كه ايشان،حامل ولايت مطلقه علويه كه جميع شئون الهى است، شدند.