لغت نامه دهخدا
( محللة ) محللة. [ م ُ ح َل ْ ل ِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث محلل.
- ادویه محلله؛ ادویه ای که موجب تحلیل غذا و تسهیل هضم و دفع فضولات و رفع سدد شوند.
( محللة ) محللة. [ م ُ ح َل ْ ل ِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث محلل.
- ادویه محلله؛ ادویه ای که موجب تحلیل غذا و تسهیل هضم و دفع فضولات و رفع سدد شوند.
( اسم ) مونث محلل. یا ادوی. محلله. ادویه ای که موجب تحلیل غذا ها و تسهیل هضم و دفع فضولات و رفع سده شوند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساءله 15 - حيوان وحشى چه از جنس پرنده باشد و چه غير آن به يكى از سهطريق ملك شخص مى شود: 1 - اينكه آن را تحت سيطره خود قرار دهدمثل اينكه پاى حيوان يا شاخ و پر آن مرغ را بگيرد و آن را با طناب ومثل آن ببندد به شرطى كه مقصودش از اين كار صيد كردن و تملك آن باشد زيرا درصورت نداشتن قصد تملك مشكل است بگوئيم مالك آن شده است همچنانكه با داشتن قصدخلاف مالك نمى شود.2 - اين كه شكار را در تله و طناب و تورى كه به منظور صيدبكار برده شود بيندازد. 3 - اينكه به وسيله آلت صيد حيوان تسليم شده باشد مثلاتيرى باو زده كه جراحت آن مانع از دويدن شده و يابال مرغ به علت شكسته شدن مانع از پريدن آن شده باشد،حال چه اينكه آلت صيد از آلت محلله باشد نظير تير و سگ (آزموده ) معلم و يا نباشدمثل فلاخن يا چوب و از وسائل حيوانى چون پلنگ و يا باز و شاهين و غير اينها در اينشرط معتبر است كه بكار بردن آلت به قصد شكار و تملك آن باشد بنابراين اگربعنوان بازى و تفريح يا تمرين هدفگيرى يا غرضى ديگر تيز بيندازد و به شكاراصابت كند مالك آن نمى شود و اگر شخصى ديگر آن حيوان را بقصد تملك بگيردمالكش مى شود.
💡 كلمه (حلائل )، جمع حليله است، در مجمع البيان آمده كه:حلائل جمع حليله و به معناى محلله _ حلال شده _ است، و اين كلمه از كلمهحلال مشتق شده، و مذكر آن حليل و جمع مذكرش احله است، مانند عزيز كه جمعش اعزه مىآيد، و اگر زن حلال را حليله و مرد حلال را حليل ناميده اند به اين مناسبت است كهنزديكى و همخوابگى با اين براى آن و با آن براى اين جايز وحلال است، و بعضى گفته اند: كلمه نامبرده مشتق از مصدرحلول - وارد شدن - است، چون زن حلال بر رختخواب مرد، و مردحلال، در رختخواب زن وارد مى شود، و هر دو در يك بسترداخل مى شوند اين بود گفتار صاحب مجمع البيان.