مار زده

لغت نامه دهخدا

مارزده. [ زَ دَ / دِ ]( ن. مف. مرکب ) مارگزیده. سلیم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کسی که مار وی را گزیده باشد:
مهره مار بهر مارزده ست
به کسی کز گزند رست مده.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 800 ).

فرهنگ فارسی

مار گزیده سلیم

جمله سازی با مار زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اينموقع عقرب بسرعت تمام خود را بجانب مار زده، و سخت از دماغ او گزيد، و مار بىحركت افتاده و مرد.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز