لغت نامه دهخدا
( مئذنة ) مئذنة. [ م ِءْ ذَ ن َ ] ( ع اِ ) جای اذان و مناره. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جای اذان یا مناره. ( از اقرب الموارد ). محل اذان. گلدسته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ج، مآذن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): به وقت اذان بر قاعده از بهر اقامت رسم اذان بر مئذنه رفتم. ( ترجمه تاریخ یمینی چ شعار ص 316 ).
ای بلال خوش نوای خوش صهیل
مئذنه بر رو بزن طبل رحیل.( مثنوی چ خاور ص 28 ).و رجوع به ماده بعد شود. || صومعه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).