مئذنه

لغت نامه دهخدا

( مئذنة ) مئذنة. [ م ِءْ ذَ ن َ ] ( ع اِ ) جای اذان و مناره. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جای اذان یا مناره. ( از اقرب الموارد ). محل اذان. گلدسته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ج، مآذن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): به وقت اذان بر قاعده از بهر اقامت رسم اذان بر مئذنه رفتم. ( ترجمه تاریخ یمینی چ شعار ص 316 ).
ای بلال خوش نوای خوش صهیل
مئذنه بر رو بزن طبل رحیل.( مثنوی چ خاور ص 28 ).و رجوع به ماده بعد شود. || صومعه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

جای اذان گفتن در مناره.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- جای اذان گفتن محل بانگ نماز. ۲- مناره جمع: ماذن.
جای اذان و مناره

جمله سازی با مئذنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اين بارگاه قدس و با همه اميدها و آرزوها، بر حرم عباس قهرمان مئذنه اى آراسته شد.

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز