لغت نامه دهخدا
لکائی. [ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب به لکا. || سرخی. رنگ سرخ. چه گل سرخ را لکا گویند. ( برهان ):
ور تو حکیمی بیار صحبت معقول
زرد مکن پیش من رخان لکایی.ناصرخسرو.
لکائی. [ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب به لکا. || سرخی. رنگ سرخ. چه گل سرخ را لکا گویند. ( برهان ):
ور تو حکیمی بیار صحبت معقول
زرد مکن پیش من رخان لکایی.ناصرخسرو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ور تو حکیمی بیار حجت و معقول زرد مکن سوی من رخان لکائی