لقاع
مترادفها
سطح، زمین، پهنه
لغت نامه دهخدا
لقاع. [ ل ِ ] ( ع اِ ) گلیم سطبر. ( منتهی الارب ).
لقاع. [ ل َق ْ قا ] ( ع اِ ) مگس. ( منتهی الارب ).
لقاع. [ ل ُ ] ( اِخ ) موضعی است. ( او هو تصحیف و الصواب بالفاء ). ( منتهی الارب ). موضعی است به یمامة و آن باغ ونخلی است در شعر ابن ابی حازم. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
موضعی است. موضعی است به یمامه و آن باغ و نخلی است در شعر ابن ابی حازم.
جمله سازی با لقاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 التون جان و شریک زندگیاش دیوید فورنیش با کمک یک زن اهداکننده، توانستند از طریق لقاع مصنوعی، صاحب فرزند شوند. التون جان و دیوید فورنیش که از ابتدای دهه ۱۹۹۰ میلادی، با هم زندگی میکنند، سرانجام در سال ۲۰۰۵ میلادی، بطور رسمی با هم ازدواج کردند.