لذت داشتن

لغت نامه دهخدا

لذت داشتن. [ ل َذْ ذَ ت َ ] ( مص مرکب ) دارای مزه خوش بودن. خوش بودن:
روی خوش و آواز خوش دارند هر یک لذتی
بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آواز را.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- دارای لذت و خوشی بودن: روی خوش و آواز خوش دارندهریک لذتی بنگر که لذت چون بود محبوب خوش آوازرا. ( سعدی لغ. ) ۲ - مز. خوش داشتن.

جمله سازی با لذت داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظاهرا از توقف يوسف در خانه عزيز بيش از دو سالى نگذشته بود كه همهاهل خانه مجذوب و فريفته اخلاق و رفتار او شدند. و در اين ميان كسى كه بيشتر از همهشيفته يوسف شد و علاقه اش كم كم به صورت عشقى آتشين درآمد و در اعماقدل و جانش اثر كرد، بانوى كاخ و همسر عزيز مصر بود كه نامشراعيل و لقبش زليخا ذكر شده است. علت اين عشق سوزان را كه تدريجا به صورتدل باختگى و علاقه جنسى در آمده و با آن سماجت درخواست كامجويى از يوسف كرد، در چندجهت ذكر شده است: اول اين كه زليخا فرزندى نداشت و از لذت داشتن فرزند محرومبود، به همين سبب در جستجو بود تا به جاى فرزند،دل خود را به انسانى ديگر در ميان افراد خانه بسپارد و اوقات فراغت خود را با مهروزى به وى سرگرم و سپرى سازد، و با آمدن يوسف در خانه او و به خصوص با اظهارتمايل شوهر و پذيرفتن او به عنوان فرزند، منظور زليخا عملى شد، اما اين علاقهشديد و دل دادگى كم كم از اين صورت خارج شد و به صورت ديگر در آمد.

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز