لجعل

واژه‌ی جعل از ریشه‌ی «ج-ع-ل» و در اصل به‌معنای قرار دادن و وضع کردن است. این لفظ مفهومی گسترده دارد و دامنه‌ای وسیع‌تر از واژه‌های فعل و صنع را در برمی‌گیرد. بر پایه‌ی بررسی‌های لغوی، کاربردهای پنج‌گانه‌ای برای این واژه ذکر شده است: آغاز کردنِ فعلی، ایجاد شیئی بدون ماده‌ی پیشین، پدیدآوردن چیزی از چیزی دیگر، تغییر حالت و صورت دادن به امور، و سرانجام، حکم کردن و نسبت دادن چیزی به چیزی دیگر. این معنای چندبعدی، «جعل» را به مفهومی کلیدی در بیان چگونگی شکل‌گیری و تحوّل پدیده‌ها تبدیل کرده است.

در قرآن کریم، این واژه بارها به‌کار رفته و با دقتی ویژه، اغلب برای اشاره به مرحله‌ای پس از آفرینش نخستین یا بیان رابطۀ بین دو موجود به‌کار می‌رود. برای نمونه، «جعل» در بیان یکی‌ سازی امت‌ها، پدید آمدن ظلمات و نور به‌عنوان حالتی ثانوی، یا ایجاد کوه‌ها و نهرها در زمین به‌ کار رفته است. این کاربری نشان می‌دهد که «جعل» عمدتاً بر ایجاد، تشکل یا نسبت‌ دادنی دلالت دارد که در مرتبه‌ای تالی و انتزاعی از خلقتِ اولیه صورت می‌پذیرد؛ مانند ایجاد خصوصیتی جدید، رابطۀ خاص یا کارکردی معین برای پدیده‌های پیش‌موجود.

تفاوت ظریف این واژه با «خلق» در برخی آیات مشهود است. هر چند در مواردی به‌ جای یکدیگر به‌ کار رفته‌اند، اما تدبّر در سیاق نشان می‌دهد که «خلق» بیشتر به آفرینش اولیه و هستی‌بخشیدن دلالت دارد، درحالی‌که «جعل» معمولاً بر شکل‌دهی، تغییر حالت یا برقراری رابطه و اعطای نقش و کارکردی ویژه در مرحله‌ای پس از آفرینش اشاره می‌کند. بنابراین، «جعل» در حقیقت، بیانی از تدبیر، تنظیم و کیفیت‌بخشی به مخلوقات در مرحلۀ ثانویۀ وجود آن‌ها است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
جعل (۳۴۶ بار)ل (۳۸۴۲ بار)
قراردادن. در زمین کوههای ثابت و نهرهائی قرار داد. به نظر راغب: آن لفظی است شامل تمام افعال و از فعل و صنع اعمّ است و ر پنج وجه به کار می‏رود اوّل به معنی شروع مثل :جَعَلَ زَیْدَ یَقُولُ (شروع کرد زید بگوید) دوّم در ایجاد شی‏ء و آن وقت یک مفعول دارد «وَجَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ»(ظلمات و نور را ایجاد کرد) سوّم در ایجاد شی‏ء از شی‏ء مثل «وَجَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْجِبالِ اَکْناناً» چهارم تصییر شی‏ء از حالتی به حالتی «جَعَلَ لَکُمْ الْاَرْضَ فِراشاً» پنجم حکم بر چیزی با چیزی (مثلا حکم بر چیزی با چیزی (مثلا حکم بر شخصی با پیامبری) مثل «وَیَجْعَلونَ لَلّهِ الْبَناتِ» (مفردات باختصار). مخفی نماند: تدبّر در آیات قرآن مجید نشان می‏دهد که جعل در مرتبه تالی وجود و حالتی است و نیز درباره ربط دو موجود به کار رفته است. مثلا در می‏بینیم که امّت واحده بودن یک وجود ثانوی و صفتی است برای ناس و جعل در بیان آن آمده و اگر می‏فرمود «لَخَلَقَ النّاسَ اُمَّةً واحِدَةً» معنای فوق را افاده نمی‏کرد زیرا امّت واحده و دارای هدف و عقیده مشترک بودن در مرتبه دوّم از خلقت است. ونیز در آیه به نظر می‏آید استعمال جعل برای آن است که ظلمات و نور در مقام دوّم و همچون وجود سایه نسبت بذی سایه است و خلقت آسمانها و زمین و ایجاد آفتاب و ماه و غیره، به وجود آمدن ظلمت و نور «جعل» آورده است. در بعضی از آیات جعل و خلق در جای یکدیگر آمده‏اند مثل. من تصوّر می‏کنم که نظر در آیه اوّل به جعل زوجیّت است که یک معنای ثانوی است و در آیه دوم آفریدن زوج مراد است آفریدن زن و مرد در مرتبه ثانی قرار گرفته است. و انتزاعی است.

شوی جستن یعنی چه؟
شوی جستن یعنی چه؟
تیراندازی یعنی چه؟
تیراندازی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز