لغت نامه دهخدا
لابک. [ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از لَبک به معنی آمیختن.
لابک. [ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از لَبک به معنی آمیختن.
بمعنی آمیختن
لابِک (Lubbock)
شهری در شمال غربی ایالت تکزاس در امریکا، با ۱۹۴هزار نفر جمعیت (۱۹۹۴). در ۱۸۰کیلومتری جنوب شهر آمِریلو، در نزدیکی حاشیۀ شرقی دشت هایی مرتفع واقع شده که حدود ۱,۰۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارند. لابک را غالباً «کانون دشت های مرتفع» می نامند؛ این شهر مرکز دادوستد پنبه است. سایر صنایع آن عبارت اند از تولید روغن پنبه دانه و ذرّت خوشه ای، گوشت بسته بندی شده، ساخت ماشین آلات سنگین کشاورزی و صنعتِ ساختمان سازی و تولید خانه های متحرک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیلی در لابک، تگزاس به دنیا آمد. او مدرک لیسانس خود را در رشته ریاضیات از دانشگاه واشینگتن در سال ۱۹۷۹ و دکترای خود را در روانشناسی بالینی از دانشگاه تگزاس در آستین در سال ۱۹۸۹ دریافت کرد، جایی که او زیر نظر محقق ژنتیک رفتاری لی ویلرمن تحصیل کرد.