قیطون. [ ق َ ] ( اِ ) به لغت مصری گنجینه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). گنجینه. ( برهان ) ( آنندراج ). || خانه خرد در خانه کلان بلغت اهل مصر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || کناره و حاشیه و سجافی که از ابریشم بافند. ( ناظم الاطباء ). قیطان. ( آنندراج ). رجوع به قیطان شود.
قیطون. [ ق ] ( اِخ ) شهری است در افریقیه و تا قفصه سه مرحله و تا نفطه یک مرحله فاصله دارد. ( از معجم البلدان ) ( منتهی الارب ).
( اسم ) قیطن: سوراخ بود دلم چورانبان زان قیطونهای موش دندان.
شهری است در افریقیه و تا قفصه سه مرحله و تا نفطه یک مرحله فاصله دارد.
اسم: قیطون (پسر) (عربی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: gheyton) (فارسی: قیطون) (انگلیسی: gheyton)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه مصر در زمان حکومت اسکندر مقدونی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملک بود قیطون به مصر اندرون سپاهش ز راه گمانی فزون
💡 بدو گفت قیطون که ای شهریار چنو نیست اندر جهان کامگار
💡 سکندر ز قیطون بپرسید و گفت که قیدافه را بر زمین کیست جفت
💡 حاجی قیطونی از زیتون بی معنای تو معدهام فاسد شده همرنگ زیتون ریدهام