قنسر

لغت نامه دهخدا

قنسر. [ ق َ س َ ] ( ع ص ) پیر کلان سال یا دیرینه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود.
قنسر. [ ق ِن ْ ن َ ] ( ع ص )پیر سالخورده یا دیرینه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قَنسَر و قَنسَری شود.

جمله سازی با قنسر

💡 سفیانی در ابتدا دست به یک شورش زده و پس از ۶ ماه جنگ مداوم بر ۵ منطقهٔ دمشق، اردن، حمص، فلسطین و قنسرین غلبه می‌کند

💡 دروازهٔ قِنَّسرین (عربی: باب قنسرين) یکی از درب‌های شهر حلب از قدیمی‌ترین شهرهای سوریه می‌باشد که آن را «سیف الدوله الحمدانی» بنا کرد و تجدید بنای آن در دوران «شاه الناصر» در سال ۶۵۴ هجرت انجام شد. دروازه قنسرین در منطقه قدیمی حلب که دارای ساختمان‌های قدیمی اعم از مدرسه و مساجد و خیلی دیگر از آثار باستانی مهم در حلب می‌باشد واقع شده‌است.

💡 دمشق را تصرف نموده، نخستین خطبه‌اش را بر منبر دمشق می‌خواند و حمص و حلب و قنسرین و موصل را می‌گیرد، به بغداد حمله می‌کند و دو لشکر، یکی به کوفه و دیگری به مدینه می‌فرستد سپس به خراسان (ایران) حمله می‌کند.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز