قلوع

لغت نامه دهخدا

قلوع. [ ق َ ] ( ع ص ) شتر ماده کلان جثه. || کمان که چون بکشند برگردد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). ج، قُلْع. ( اقرب الموارد ).
قلوع. [ ق ُ ] ( ع اِ ) ج ِ قلعة. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قلعه شود.

فرهنگ فارسی

جمع قلعه

جمله سازی با قلوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تویی‌ که می‌کنی از یک نظاره قلع جنود تویی که می کنی از یک اشاره بیخ قلوع

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز