لغت نامه دهخدا
فیلو. ( اِ ) ساذج است. ( فهرست مخزن الادویه ).
فیلو. ( اِ ) ساذج است. ( فهرست مخزن الادویه ).
ساذج است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فیلو فارنس معتقد بود این اختراع، به اختراع دستگاه تجزیه تصویر وی در سال ۱۹۲۷ بسیار شبیهاست؛ و این قضیه به دادگاه کشیده شود و حق به فیلو فارنس داده شد.
💡 متداولترین روش تهیه این خوراکی در خاورمیانه با خمیر فیلو (یوفکا) و مقداری هویج و کلم خرد شده به همراه مرغ و سبزیجات از یش تفت داده شده میباشد.
💡 بورَک متشکل است از یک نوع خمیر نان یا شیرینی بنام خمیر فیلو و مواد گوناگونی که در داخل این خمیر قرار میگیرند. به آن بروکاس هم گفتهاند.
💡 افرادی همچون ویترویوس، فیلو اهل بیزانتیوم و آتنائوس در اشارات تاریخی خود، به دفعات کارهای تسیبیوس را معرفی کردهاند. به علاوه، آنها این نکته را هم یادآور میشدند که تسیبیوس این شانس را داشتهاست که در دوران پادشاهانی علمدوست و عاشق هنر زندگی کند.
💡 کتاب اختراعات آنها (کتاب الحیل) در 850 مورد، حدود صد دستگاه مصور، از جمله بسیاری از دستگاههای خودکار را فهرست کرده است. این کتاب تا حدی از هرون اسکندریه و فیلو بیزانسی و منابع فارسی، هندی و چینی، الهام گرفته است ولی البته حاوی بسیاری از اختراعات خود آنها به ویژه در مورد مکانیسمهای کنترل خودکار است. کتاب اثر احمد است و دست نوشته هایش در برلین و واتیکان موجود هستند.