لغت نامه دهخدا
فصحاء. [ ف ُ ص َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ فصیح. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فصحا و فصیح شود.
فصحاء. [ ف ُ ص َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ فصیح. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فصحا و فصیح شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 501- (( اعربوا حديثنا فانا قوم فصحاء )) (منية المريد، ص 171. الكافى1/67).
💡 و به معنى مثل مى آيد جمله چنين معنى مى دهد: (همانندمثل او چيزى نيست ) اين تكرار سبب شده كه بسيارى از مفسران (كاف ) را زائده بدانندكه معمولا براى تاءكيد مى آيد، و در كلمات فصحاء فراوان است.
💡 175- يعنى از فصحاء عرب خواست تا همانند جملات قرآن جمله بندى كنند.