فرهنگ عمید
= فروهر
= فروهر
اسم: فره وش (پسر، دختر) (فارسی) (تلفظ: farahvash) (فارسی: فَرَهوَش) (انگلیسی: farahvash)
معنی: دارای هوش و ذکاوت، مرکب از فره ( شکوه ) وش ( پسوند شباهت )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیلکی در رامسر و تنکابن با زبان مازندرانی درمیآمیزد. بهرام فره وشی زبانشناس و متخصص زبانهای ایرانی، گویش منطقه لاهیجان را گونهای میانه مازندرانی و گیلکی میداند.
💡 در خور از دوران گذشته آثار زیادی برجای نماندهاست. در نیم فرسنگی خور (تقریباً ۴ کیلومتر) کوهی معروف به نام پشت قد پا قرار دارد که بر فراز آن ویرانهای دیده میشود و در نزدیکی آن محلی به نام شکم اسب وجود دارد که عامه اعتقاد دارند که اسب علی در آنجا خوابیده و این فرورفتگی را ایجاد کردهاست. بنا به گفته فره وشی محل گذراندن مردگان زردشتی بودهاست.
💡 بهرام فره وشی از برگزاری مهرگان به عنوان جشنی خانوادگی، در بین زرتشتیان یزد و کرمان و نیز «از آیین قربانی کردن گوسفند، در برخی از روستاهای زردشتی نشین یزد، برای ایزد مهر» خبر میدهد. تا سی سال پیش، زردشتیان کرمان، در این روز، به یاد مردگان، مرغی را کشته و شکمش را با حبوبات و آلو انباشته و به عنوان خوراک ویژه، یادمان مردگان میپختند.