لغت نامه دهخدا
فاهم. [ هَِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از فهم. ( اقرب الموارد ). رجوع به فهم شود.
فاهم. [ هَِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از فهم. ( اقرب الموارد ). رجوع به فهم شود.
( اسم ) فهم کننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کتاب توسط مجله دارالنقوش العربیة در تونس در ۲۶۸ صفحه در سال ۲۰۱۷ چاپ و منتشر شد. تصویر جلد کتاب، تصویر واقعی محمد فاهم با لباس نظامی است. این کتاب در تونس جز کتابهای پر فروش شناخته شد. نویسنده اشاره کردهاست که کتاب او به زبان فرانسه و انگلیسی و فارسی ترجمه شدهاست.
💡 (ان الذين تو فاهم الملائكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم ).