لغت نامه دهخدا
غوغاشکن.[ غ َ / غُو ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه فتنه و غوغا را بشکند. شکننده غوغا. رجوع به غوغا شود:
شه غوغائی غوغاشکن کز حکم تیر او
بنات النعش بر گردون چه پروین بشکند غوغا.سوزنی ( از جهانگیری ) ( آنندراج ).
غوغاشکن.[ غ َ / غُو ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه فتنه و غوغا را بشکند. شکننده غوغا. رجوع به غوغا شود:
شه غوغائی غوغاشکن کز حکم تیر او
بنات النعش بر گردون چه پروین بشکند غوغا.سوزنی ( از جهانگیری ) ( آنندراج ).
( صفت ) آنکه فتنه را بشکند آنکه غوغا را بخواباند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شه غوغا بر غوغا شکن کز سهم تیر او بنات النعش بر گردون و پروین بشکند غوغا