غصب کردن
مترادفها
تصاحب کردن، زور گرفتن، ربودن
متضادها
بازگرداندن، بخشیدن
لغت نامه دهخدا
غصب کردن. [ غ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به ستم گرفتن چیزی را از کسی. اغتصاب. رجوع به غصب شود.
فرهنگ فارسی
به ستم گرفتن چیزی را از کسی اغتصاب
جمله سازی با غصب کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وابتغوا من فضل الله است امر تا نباید غصب کردن همچو نمر
💡 دادگاه حکم صادر کرد که اقدامات انجام شده برای غصب کردن زمینهای کشاورزی روستایی کاملاً غیرقانونی بوده و باید به مالکان اصلی بازگردانده شود.
💡 تاریخ مبارزه ملتها برای آزادی، همواره شامل تلاشهای بیوقفه برای جلوگیری از غصب کردن سرزمینها و حقوق بنیادین توسط نیروهای اشغالگر بوده است.
💡 تلاش برای غصب کردن قدرت از طریق روشهای غیردموکراتیک، میتواند منجر به بیثباتی سیاسی و فروپاشی نظم اجتماعی در یک کشور شود.