غشو
کلمه «غشو» در متون لغوی دو معنی اصلی دارد که هر کدام در زمینهای متفاوت به کار میرود:
معنی اول آن «آمدن نزدیک کسی» است و در آثار قدیمی برای توصیف نزدیک شدن به فرد یا حضور یافتن در کنار او به کار رفته است. این کاربرد بیشتر در متون ادبی و تاریخی دیده میشود و به مفهوم حرکت یا حضور اجتماعی اشاره دارد.
معنای دوم «غشو» نام درختی است که در فارسی به آن «کُنار» گفته میشود و با نامهای سدر در عربی و بیر در هندوستان شناخته میشود. میوه این درخت سرخرنگ، شبیه عناب اما بزرگتر و شیرین است و در مناطق گرمسیری و هندوستان به وفور یافت میشود. برگ و میوه درخت غشو کاربردهای سنتی و بهداشتی دارند و از آنها در شستوشوی مو یا بدن و همچنین مصرف خوراکی استفاده میشود.
مترادفها
تقلب، فریب، نیرنگ، حقه، کلک
لغت نامه دهخدا
غشو. [ غ َش ْوْ ] ( ع مص )آمدن نزدیک کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). آمدن. ( دزی ج 2 ص 213 ). || ( اِ ) کُنار. ( منتهی الارب ). میوه سدر. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
آمدن نزدیک کسی کنار
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲۹(بار)
جمله سازی با غشو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كلمه (رحيق ) به معناى شراب صاف و خالص از غش است، و به همين مناسبت آن را بهوصف مختوم توصيف كرده، چون همواره چيزى را مهر و موم مى كنند كه نفيس و خالص از غشو خلط باشد، تا چيزى در آن نريزند و دچار ناخالصيش نكنند.