غادره

لغت نامه دهخدا

( غادرة ) غادرة. [ دِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث غادر. غدار. غَدور. غَدّارة. ج، غادرات. غوادر. ( اقرب الموارد ).
غادرة. [ دِ رَ ] ( اِخ )موضعی است به اسپانیا.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث غادر جمع: غادرات غوادر.
موضعی است باسپانیا

جمله سازی با غادره

💡 نـام كـنـيـز غـالبـا ( غـدر ) اسـت، بـه غـيـن بـا نـقـطـه ودال بـى نـقـطـه، يـعـنـى بـى وفـايـى و عـرب امـثـال ايـن نـامـهـا نـام مـى كـنـنـدمثل غادره كه هم از نامهاى كنيزان ايشان است؛ يعنى اى مسمى به بى وفايى زينت گرفتبـه نـام تـو بـى وفـايـى، و بـد كـرد و خوب نكرد با تو روزگار كه نام تو را بىوفايى نهاد.(19)

گمال یعنی چه؟
گمال یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز