عید روی

لغت نامه دهخدا

عیدروی. ( ص مرکب ) که روی چون عید دارددر بشاشت و خندانی، بمناسبت شادی و نشاط عید. || کنایه از محبوب است. ( آنندراج ):
از در دلها همه دریوزه جان میکنم
عیدرویان هر زمان خواهند قربانی توئی.نورالدین ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

که روی چون عید دارد در بشاشت و خندانی بمناسبت شادی و نشاط عید کنایه از محبوب است

جمله سازی با عید روی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای همچو عید روی تو عیدت خجسته باد خصمت به بند شدّت ایام بسته باد

💡 به عید روی چون خورشید و ماهش بجز جان هیچ قربانش ندانیم

💡 گر قبولت هست جانی از جهان من به عید روی تو قربان کنم

💡 به عید روی تو جان جهان را فدا کردم چنین قربان که دارد

💡 به عید روی آن ماه دل افروز دل و جان هر دو قربان می توان کرد

💡 بیا ای عید روی ماهرویان که تا قربان شوم هر دم درین کیش

مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز