عیب کوش

لغت نامه دهخدا

عیب کوش. [ ع َ /ع ِ ] ( نف مرکب ) به عیب کوشنده. آنکه در راه عیب کوشد. کوشنده بر معایب. مبرم بر خطا و نقص:
هرکه سخن نشنود از عیب پوش
خود شود اندر حق خود عیب کوش.امیرخسرو دهلوی.بر من رسواشده عیب کوش
عیب تو پوشی که توئی عیب پوش.میرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

به عیب کوشنده آنکه در راه عیب کوشد کوشنده بر معایب مبرم بر خطا و نقص

جمله سازی با عیب کوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو به کرم، عیب من عیب کوش در نظر عیب شناسان بپوش

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز