لغت نامه دهخدا
علی سیستانی. [ ع َ ی ِ سی ] ( اِخ ) ابن جولوغ سیستانی. مکنی به ابوالحسن و متخلص به فرخی شاعر شهیر. رجوع به فرخی سیستانی شود.
علی سیستانی. [ ع َ ی ِ سی ] ( اِخ ) ابن جولوغ سیستانی. مکنی به ابوالحسن و متخلص به فرخی شاعر شهیر. رجوع به فرخی سیستانی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شریعتمداری مقالهای با عنوان «برخاسته از ارادت با حضرت آیتالله سیستانی» منتشر کرد که در آن به دیدار روز ۲۳ شهریور جینین هنیس پلاسخارت، فرستاده سازمان ملل به عراق با علی سیستانی، مرجع شیعیان بود که در آن علی سیستانی تأکید کرده بود انتخابات پارلمانی عراق باید زیر نظارت سازمان ملل متحد و به موقع برگزار شود.
💡 او پیشتر، با توجه به تخصص و تحصیلاتش در تربیت بدنی، در دانشگاه تدریس میکرد و کارمند وزارت ارتباطات عراق بود. اما پس از فتوای سید علی سیستانی به نیروهای بسیج مردمی عراق پیوست تا به نیروهای ارتش این کشور در مبارزه با داعش کمک کند. وی علاوه بر تکواندو در تیراندازی نیز مهارت دارد.
💡 حضور طلاب و حتی مراجع ایرانی تبار و تأثیر زیاد بر جامعه عراق تا به امروز نیز ادامه دارد به طوری که آیتالله علی سیستانی که متولد مشهد است هماکنون به عنوان مرجع اعلی در عراق شناخته میشود.
💡 سید علی سیستانی تا به حال نظر رسمی اش دراین باره را اعلام نکرده است. اطرفیانش میگویند او در این مسئله نظر دارد ولی بنابر مصالحی ابراز نمینماید. در اینگونه موارد مقلدینش باید به اعلم بعد او رجوع کنند.