لغت نامه دهخدا
علی التعیین. [ ع َ لَت ْ ت َ ] ( ع ق مرکب ) بطور معین و معلوم. بر تصریح:
ورای قدر منست التفات صدر جهان
که ذکر بنده مخلص کند علی التعیین.سعدی.
علی التعیین. [ ع َ لَت ْ ت َ ] ( ع ق مرکب ) بطور معین و معلوم. بر تصریح:
ورای قدر منست التفات صدر جهان
که ذکر بنده مخلص کند علی التعیین.سعدی.
بطور معین بتصریح: مسخرند ترا باد وخاک و آتش و آب زهر یکی اثری تازه کن علی التعیین. ( معزی )
بطور معین و معلوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاصیت آب خضر اینک بنگر بستان تا هست علی التعیین در چشمه ی جام می
💡 در سرای تو هست آفرین سرایانرا حریم کعبه حاجت روا علی التعیین