لغت نامه دهخدا
عقب نشستن. [ ع َ ق َ ن ِ ش َ ت َ] ( مص مرکب ) به پس رفتن. به قهقرا رفتن. بازگشتن.
عقب نشستن. [ ع َ ق َ ن ِ ش َ ت َ] ( مص مرکب ) به پس رفتن. به قهقرا رفتن. بازگشتن.
به پس رفتن به قهقرا رفتن بازگشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اى ياران ! امروز از جنگ فرار كردن و عقب نشستن، پشت كردن به دين و ارتداد از حق است (( و لنبلونكم حتى نعلم المجاهدين منكم و الصابرين ونبلوا اخباركم.)) (94)اگر طالب بهشت رضوان هستيد، پس منتظر چيزى هستيد، بتازيد و از خصمنترسيد.
💡 با عقب نشستن به رود وولخوف، جایی که دو ماه پیش تهاجم نیروهای آلمانی از آن آغاز شده بود، ۱۰ لشکر ورماخت خط مقدم جدیدی تا اواخر ماه دسامبر ایجاد کردند. این ۱۰ لشکر در مجموع این نبردها متحمل ۲۱۵۳۰ تن تلفات از جمله ۴۶۰۰ کشته، شدند. با وارد آمدن خسارت جدی به لشکرهای هشتم و دوازدهم زرهی، دیگر ذخیرهای از نیروهای متحرک برای گروه ارتش شمال ورماخت باقی نمانده بود.
💡 (آگاه باشيد كه من با همين گروه كم از يارانم و با عقب نشستن كسانى كه انتظار يارىو كمك از آنان مى رفت، به سوى جهاد در راه خدا خواهم رفت ).
💡 يا اميرالمؤ منين ! مردم از تعلل و عقب نشستن پشيمان شده، به جانب شماميل پيدا كرده اند، اگر خطبه اى بخوانيد و آنان را با ديگر به مساعدت خويش بخوانيدهمراهى مى كنند.