لغت نامه دهخدا
عقب ماندن. [ ع َ ق َ دَ ] ( مص مرکب ) عقب افتادن. پس ماندن.
عقب ماندن. [ ع َ ق َ دَ ] ( مص مرکب ) عقب افتادن. پس ماندن.
عقب افتادن پس ماندن
💡 تکوّر را به معنی بازگشت به اصول و انحطاط، و عقب ماندن و فساد و انحلال و پوسیدن یا به معنی تغییرات رجوعی که از پیری برمیآید، یا به معنی بازماندن اعضای بدن از انجام وظیفه خود به نحو دائمی یا موقت، به کار میبریم؛ و نیز تکوّر به معنی تغییر یا مجموعه تغییرات ارتجاعی است که در مقابل تغییرات مترقی و پیشرو و تطور قرار دارد.
💡 پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ ازبکستان به استقلال دست یافت. در این دوران اسلام کریموف، با استفاده از این کشمکشهای قومی و ایجاد تنش میان ولایات به تضعیف جایگاه آنها دست زد. در این میان به دلیل عقب ماندن وادی فرغانه، گرایش زیادی در میان مردم این منطقه به بنیادگرایی اسلامی ایجاد شدهاست.
💡 شریل سندبرگ در کتاب زنان به پیش میگوید دلیل عقب ماندن زنان از موقعیتهای کلیدی این است که شجاعت رسیدن به خواستهایشان را ندارند و زود پایشان را از روی گاز برمیدارند. کتاب شریل سندبرگ در کوتاهترین زمان، از پرفروشترینها در بازار کتاب آمریکا شدهاست. برخی این کتاب را مانیفست جدید مبارزه زنان میدانند.
💡 رام مادهاو یک سیاستمدار هندی است که در جایگاه دبیرکل امنیت ملی هندوستان مشغول به فعالیت است. مادهاو وابسته به بی.جی. پی است. او در گذشته نیز عضو گروه آر.اس. اس بوده و در رابطه با میهنپرستی باستانی هندوستان کتابهایی نوشتهاست. از معروفترین کتابهای او «چین و هندوستان پس از ۵۰ سال جنگ» نام دارد که در آن به مقایسه و پیشرفت چین در برابر عقب ماندن هندوستان اشاره میکند.