لغت نامه دهخدا
عشرتگه. [ ع ِ رَ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) عشرتگاه. محل عشرت و طرب:
نیروده توست ناف خرچنگ
عشرتگه تو دهان ضیغم.خاقانی.
عشرتگه. [ ع ِ رَ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) عشرتگاه. محل عشرت و طرب:
نیروده توست ناف خرچنگ
عشرتگه تو دهان ضیغم.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردن درین سراچه فانی به کام دل تاریخ مولد تو به عشرتگه بقاست
💡 آراست یکی حجله، چو عشرتگه کاووس کآنجا چو گل تازه کشد مهد فرنگیس
💡 دل را جز آن پریرو عشرتگهی نباشد آئینه جز جمالت باغ دگر ندارد
💡 سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی بهشت ماست در هر جا که باشد روی خندانی
💡 ساغر گل را چو باد صبح در گرد آورد گلستان عشرتگه پیمانهنوشان میشود
💡 رفتیم به خوابِ غم از افسانهٔ وحشی او را که به عشرتگه ما راهنما شد