عزیز دردانه

لغت نامه دهخدا

عزیزدردانه. [ ع َ دُ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) بطر. سخت گرامی و عزیز. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). در تداول عامه، کسی که والدین و اقوام او بیش از حد وی را مورد محبت و نوازش قرار دهند. ( فرهنگ فارسی معین ). بچه خیلی عزیز و مورد محبت پدر و مادر. ( فرهنگ عوام ): عزیزدردانه، یکی یه دانه. || توسعاً، لوس. ننر.

فرهنگ معین

( ~. دُ نِ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) مورد علاقه و توجه بسیار پدر و مادر و خویشاوندان، عزیز کرده.

فرهنگ فارسی

بطنز سخت گرامی و عزیز در تداول عامه کسی که والدین و اقوام او بیش از حد ویرا مورد محبت و نوازش قرار دهند

جمله سازی با عزیز دردانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظاهری مرتب و منظم، درست از آن دسته دخترانی که هر مادری به وجودشان افتخار می‌کند. دوست داشتنی است، رفتار خوبی دارد و عزیز دردانه خانواده مونس باررا است. ۱۷ ساله‌است و در سال آخر دبیرستان درس می‌خواند. دانش آموزی که مایه افتخار است. او با کالکسیتو، همکار رومان، رابطه دارد.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز