عداء

لغت نامه دهخدا

عداء. [ ع َ ] ( ع مص ) درگذشتن از حد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از مهذب الاسماء ). || ستم کردن بر کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( اِمص ) دوری. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( قطرالمحیط ). || ( اِ ) کاری که بازگرداند ترا از چیزی. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || الطلق الواحد. ( از اقرب الموارد ). || درازی و پهنای چیزی و حد نهایت آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
عداء. [ ع ِ ] ( ع اِ ) سنگی نازک که بدان چیزی را بپوشانند. ( از اقرب الموارد ) ( قطرالمحیط ). در محیط المحیط عِدو را بدین معنی نوشته و گوید جمع آن عِداء است و ذیل عِدی نویسد: سنگی است رقیق که بدان چیزی را پوشانند. || ( مص ) خصومت کردن با کسی و دشمن او شدن. ( اقرب الموارد ). || پی یکدیگر زدن. || پی یکدیگر زدن و انداختن دو شکار را در یک تک. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با عداء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الف قال الباقر عليه السلام: انّ الا مر بالمعروف و النّهى عن المنكرسبيل الانبياء و منهاج الصلحاء، فريضة عظيمة بها تقام الفرائض و تاءمن المذاهب و تحلّالمكاسب و تردّ المظالم و تعمر الا رض و ينتصف من الا عداء و يستقيم الا مر. كافى /5 / 56

💡 138ـ شـيـخ مـفـيد رحمه اللّه مى فرمايد: (خبرى كه درباره تزويج اميرالمؤمـنـيـن عـليـه السـّلام دخـتـرش را بـه عـمـر مـطـرح شده ثابت نيست و آن از طريق زبير بنبـكـّار(وفـات: 256 ه‍ ق ) اسـت و او تـوثـيـقى ندارد و زبير به خاطر كنيه اش به علىعـليـه السـّلام، مـتـهـم اسـت و آنـچـه دربـاره بـنـى هـاشـمنـقـل كـرده مـورد اطـمـيـنـان نـيـسـت..). رساله (تزويج على عليه السّلام بِنْتَهُ مِنْ عُمَر)تـاءليـف شـيـخ مـفـيـد، ص 13 و هـمچنين جهت اطلاع بيشتر مراجعه شود به كتاب ارزنده (إفحامُ الا عداء والخصوم...). عّلامه ناصر حسين هندى. (ويراستار).

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز