لغت نامه دهخدا
( عاجلة ) عاجلة. [ ج ِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث عاجل. رجوع به عاجل شود.
( عاجلة ) عاجلة. [ ج ِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث عاجل. رجوع به عاجل شود.
۱. = عاجل
۲. (اسم ) [مجاز] دنیا، این جهان.
۱ - ( اسم ) مونث عاجل. ۲ - ناپایدار فانی. ۳ - جهان خاکی این دنیا. یا حیات عاجله. زندگانی ناپایدار عمر فانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين جمله رد از اين عمل ايشان است كه زندگى دنياى عاجله را دوست مى دارند و آن را مقدم برزندگى آخرت مى دارند، گويا فرموده: از اين رفتارتان دست برداريد كه اين زندگىو اين طرز فكر براى شما دوام ندارد، و به زودى مرگ بر شمانازل گشته، به سوى پروردگارتان روانه مى شويد.
💡 كه مشترك بين مؤ من و كافر است، نه عطاء اخروى، چون عطاى اخروى مخصوص مؤ منيناست و بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما هر دو فريق و گروه را با عطاياى دنيوى خودمدد مى كنيم، چه آن فريق كه عاجله را مى خواهند و چه آن فريق كه آخرت را، و عطاياىدنيوى ما از هيچيك از ايشان محظور و ممنوع نيست.
💡 يعنى انسان محتضر وقتى اين احوال را مشاهده مى كند، يقين مى كند كه ديگر بايد اززندگى عاجله دنيا كه علاقمند بدان بود، و بر آخرت ترجيحش مى داد جدا شود.