طغیانی

لغت نامه دهخدا

طغیانی. [ طُغ ْ ] ( حامص ) به زیادت یا در آخر لفظ طغیان ظاهراً درست نباشد چرا که طغیان خود مصدر است حاجت به یاء مصدری ندارد مگر آنکه گوئیم معمول فارسیان است که در آخر بعض مصادر یاء مصدری زاید کنند چنانچه فضول و فضولی و خلاص و خلاصی و سلامت و سلامتی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بزیادت یادر آخر لفظ طغیان ظاهرا درست نباشد چرا که طغیان خود مصدر است حاجت بیائ مصدری ندارد مگر آنکه گوئیم معمول فارسیانست که در آخر بعض مصادر یائ مصدری زاید کند چنانچه فضول و فضولی خلاص و خلاصی سلامت و سلامتی.

جمله سازی با طغیانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل صد پاره ام را بود طغیانی بحمدالله ز بس کش ریختم خون پاره آنرا زبون کردم

💡 چو اجر تو به ز طغیان نمی شود باطل به حق حق که مکن باطلم ز طغیانی

💡 اندرون خویش استغنا بدید گشت طغیانی ز استغنا پدید

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز