طعنه گر

مترادف‌ها

طعنه‌زن، ریشخندکننده، کنایه‌گو

متضادها

ستایشگر

لغت نامه دهخدا

طعنه گر. [ طَ ن َ / ن ِ گ َ ] ( ص مرکب ) که پیشه اش عیبجوئی باشد. صاحب آنندراج این لفظ را بدون بیان معنی آن در فرهنگ خویش با بیت بدر چاچی شاهد استعمال آورده است:
صحن تو بادجلوه گر روضه هشت باب را
خلق تو باد طعنه گر بوی خوش بهار را.

فرهنگ فارسی

که پیشهاش عیبجوئی باشد

جمله سازی با طعنه گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به رمحش طعنه گر شد موی بر تن به تیغش خنده می زد تیغ سوسن

💡 گرچه مردم در سر کوی وفا اینهم بس است طعنه گر بهر سگانت استخوانی مانده

💡 اهلی ز داغ عشق مرا طعنه گر زنی این داغ غم ز دست توهم بر جگر نهم

💡 به محتشم تو مزن طعنه گر ندارد هیچ اگرچه هیچ ندارد نه خود تو را دارد

💡 او همیشه مانند یک طعنه گر در جلسات مدیریت حضور می‌یابد و با کلمات گزنده خود، سعی می‌کند اعتماد به نفس سایر همکاران را به شدت پایین بیاورد.

💡 شخصیت‌های منفی در بسیاری از رمان‌های کلاسیک، معمولاً به عنوان یک طعنه گر تصویر می‌شوند که با زبان تلخ خود، ناامنی‌های درونی جامعه را آشکار می‌کنند.

💡 رفتار یک طعنه گر در روابط اجتماعی می‌تواند باعث ایجاد شکاف‌های عمیق و از بین رفتن اعتماد میان دوستان و اعضای یک خانواده در درازمدت شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران