لغت نامه دهخدا
( طآطر ) طآطر. [ طِ آ ] ( معرب، اِ ) معرب تآتر.محلی که آثار درامی و غیره در آن نمایش داده شود.
( طآطر ) طآطر. [ طِ آ ] ( معرب، اِ ) معرب تآتر.محلی که آثار درامی و غیره در آن نمایش داده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابن عياش بعد از ذكر تمام خبر گفته: سؤ ال كردم از ابوبكر محمّد بن عمر جعابىحافظ از حال محمّد بن خلف طاطرى، پس گفت: (او محمّد بن خلف بن موهب طاطرى استثقه و ماءمون است.) و طاطر ساحلى است از ساحلهاى دريا كه در آنجا جامه ها مى بافندكه آن را طاطريه مى گويند و منسوب به آنجا است و از اين كلام معلوم مى شود كه باقىرجال سند از ثقات معروفند نزد اهل سنّت.