صید کنان

صیدکنان در زبان فارسی به معنی در حال صید و در حال شکار می باشد. نخجیر یا صید به معنای کشتن یا به دام انداختن یک جانور زنده توسط موجود زنده‌ای دیگر، به ویژه انسان، است. فردی که اقدام به شکار می‌کند، شکارچی نامیده می‌شود و کسی که از جانوران شکار مراقبت می‌کند، نخجیربان خوانده می‌شود. همچنین، جانداری که به شکار جاندار دیگری می‌پردازد، شکارگر نام دارد. انسان‌ها معمولاً برای تجارت، شامل فروش پوست، مو، استخوان، عاج، گوشت و سایر اجزای بدن جانوران یا به منظور تفریح به شکار می‌پردازند. شکار جرگه، که در گذشته به آن شکار قمرغه نیز گفته می‌شد، نوعی از شکار است که در آن گروهی از مردم به دور نخجیر حلقه می‌زنند تا جانور را به سمت شکارچی هدایت کنند. در هند، این نوع شکار به نام هتهجوری شناخته می‌شود. این واژه هم‌ریشه با فعل شکردن است. واژه صید که از زبان عربی به فارسی وارد شده، به معنای شکار است. در زبان فارسی، صید عمدتاً برای اشاره به شکار آبزیان استفاده می‌شود.

لغت نامه دهخدا

صیدکنان. [ ص َ / ص ِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال صید. در حال شکار. شکارکنان:
همه ره صیدکنان رفته بمغرب وینک
شاخ آهوست که با خون زبر آمیخته اند.خاقانی.صیدکنان مرکب نوشیروان
دور شد از کوکبه خسروان.نظامی.

فرهنگ فارسی

در حال صید کردن.

جملاتی از کلمه صید کنان

صید کنان میروی، ای صنم صید بند؛ گر خوشی از صید ما،این سر ما، این کمند
همه ره صید کنان رفته به مغرب و اینک شاخ آهوست که با خون ز بر آمیخته‌اند
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم