صید شدن

لغت نامه دهخدا

صید شدن. [ ص َ / ص ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) شکار شدن. شکار گشتن. به دام افتادن:
صید زمانه شدی و دام توست
مرکب رهوار به سیمین رکاب.ناصرخسرو.گمان بردم که دلش در قید من آمد و صید من شد. ( گلستان ).
المنةﷲ که دلم صید غمی شد
وز خوردن غمهای پراکنده بِرَستم.سعدی.رجوع به صید شود.

فرهنگ فارسی

شکارشدن

جمله سازی با صید شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قرار صید شدن چون دهد به خویش کسی شکارپیشه فراوان، کمند بسیار است

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز