صندق
مترادفها
جعبه، صندوق
لغت نامه دهخدا
صندق. [ ص َ دُ ] ( ع اِ ) مخفف صَندوق که در عربی صُندوق و در فارسی بفتح اول متداول است:
دخت ظهور غیب احد احمد
ناموس حق و صندق اسرارش.ناصرخسرو.رجوع به صندوق شود.
فرهنگ فارسی
مخفف صندوق
جمله سازی با صندق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 معادله بالا اصل جدایی دو صندق تحلیل میانگین واریانس ثابت میکند. برای تحلیل هندسی میتوان به مدل مارکویتز مراجعه کرد.
💡 احمد با بازکردن گاو صندق حجرهای که در آن کار میکند چکها و سفتههای موجود در گاو صندوق را به صاحبانش پس میدهد، احمد از ترس صاحب حجره از شهر خارج میشود و در بیابان یک چراغ جادو مییابد...
💡 گایدار برکنار شد و ویکتور چرنومیردین اصلاحات را با اعتدال بیشتری پیگیری کرد. در سالهای ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ رشد کمی افزایش یافت ولی تولید در حال کاهش بود. تولید نفت نصف شد و بیکاری افزایش پیدا کرد. در سال ۱۹۹۹ سهم اقتصاد در سایه در روسیه به ۴۶ درصد تولید ناخالص داخلی رسید. واردات زیاد و غیرضروری که تحت عنوان سیاست درهای باز توسط صندق بینالمللی پول به روسها تحمیل شد باعث شکنندگی اقتصاد این کشور شد.