لغت نامه دهخدا
صلیبیون.[ ص َ بی یو ] ( اِخ ) ج ِ صلیبی. رجوع به صلیبی شود.
صلیبیون.[ ص َ بی یو ] ( اِخ ) ج ِ صلیبی. رجوع به صلیبی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از مرگ بوهموند ششم در ۱۰ مارس ۱۲۷۵، پسرش بوهموند هفتم پیمان صلح با بیبرس را در اواخر مه ۱۲۷۵ تجدید کرد. با عقد پیمان صلح با امیرنشینهای بزرگ صلیبی، جنگ میان ممالیک و صلیبیون حدود ۱۴ سال متوقف شد. تا اینکه در سال ۱۲۸۵ جنگ بار دیگر در زمان منصور قلاوون آغاز شد و سرانجام در سال ۱۲۹۱، با بیرون صلیبیون در زمان اشرف خلیل، پسر منصور، با انقراض پادشاهی اورشلیم به پایان رسید.
💡 او در هنگام برپایی نخستین جنگ صلیبی به لشکر خویشاوند خود گادفری دوک بوین پیوست. او از اربابان برجسته درجه دوم در جنگ صلیبی بود. او در تصرف و ایجاد دولت صلیبی ادسا به بالدوین بولونی کمک کرد. او بعداً به ارتش اصلی صلیبیون بازگشته و در محاصره انطاکیه، فرماندهی لشکر هفتم سپاه صلیبی را در جریان نبرد علیه کربوغا بر عهده داشت. پس از این جنگ صلیبی موفق، او به اروپا بازگشت و پیش از ۱۱۲۴ درگذشت.